|
بيانيه کانون نويسندگان ايران
به مناسبت تخريب سنگ
گور شاعر بلندآوازه ی ايران و جهان، احمد شاملو
هراس من – باری – همه از مردن در سرزمينی ست
که مزد گورکن
از بهای آزادی آدمی
افزون باشد.
مردم شريف و آزاده ی ايران
احتمالا از عمل بدکردارانه ی شب پرستان کوردل در تخريب سنگ گور احمد شاملو،
شاعر بلندآوازه و عضو زنده و جاويد کانون نويسندگان ايران، مطلع شده ايد.
اما يقين داريم که می دانيد اعتبار و ارزش جاودانی و بلندجايگاه شاملو،
چونان همه ی شاعران بزرگ ايران و جهان، از سنگ نبشته ی گورش بر نمی خيزد و
با تيشه زنی شب پره های حقير بر اين سنگ نيز به هيچ روی خدشه ای نمی يابد.
تاکنون نيز آزار و حبس و ضرب و شتم نويسندگان و شاعران آزاده يا چکش و چنگ
و نيش زدن های ديگر، از سوی سيه دلان جز بر حقانيت و اعتبار خرد و هنرمندی
اين بزرگان نيفزوده است.
مردم شريف ايران
کانون نويسندگان ايران کار اين بی خردان هنرستيز و ضدايرانی را حتی در خور
محکوم کردن هم نمی داند. رسم طوفان قله گذر و سرفراز، وزيدن بر خس و خاشاک
های پيش پا افتاده نيست. با اين وصف ما بار ديگر شما مردم فرهنگ دوست و
آزاده را بيدارباش می دهيم که دشمنان خرد و ادب و هنر، دور تازه ای از
تهاجم فرهنگی را آغاز کرده اند. گرچه هنوز بر اين باور باطل اند که با سنگ
شکنی و بی حرمتی در گورستان ها می توانند فاتحان قله های سربلند ادبيات
غنی، ظلم ستيز و آزادی خواه را از ذهن تاريخ پاک کنند. راستی را که اگر
دشمنان فرهنگ، رياکاران، جباران و ظلمت پرستان توانستند با فردوسی، حافظ،
لورکا و مختاری چنين کنند با شاملو نيز توانند کرد.
توصيه ی کانون نويسندگان ايران به مردم ادب پرور ايران و خانواده و ياران
احمد شاملو اين است که ديگر هيچ اقدامی برای بازسازی سنگ گور نکنند و
بگذارند در اين جا نيز شعر انسان گرای احمد شاملو نقش خود را در افشای
آلودگی ها ايفا کند. ما همين گونه زيسته ايم، وفادار مانده ايم و صبوری
کرده ايم و بر صفحات پرافتخار تاريخمان ثبت می شويم. بگذاريد يادگار وحشت و
جنون و بخل که بر ما می رود برای نسل های ارزش آفرين فردا درس آموز باشد.
کانون نويسندگان ايران
18/1/1385
|