![]() |
![]() |
|||||||
![]() |
در سوگ ناديا انجمن با دريغ و درد آگاهی يافتيم که شاعر جوان افغانی ناديا انجمن، در اثر ضربات وحشيانهای که همسرش بر او وارد آورده، جان سپرده است. ناديا انجمن که دانشجوی سال آخر ادبيات دری نيز بود، يک سال پيش ازدواج کرده بود و از آنگاه، در اثر سختگيری های شوهر پدرسالارش، کمتر در مجامع ادبی ظاهر می شد. در همين يک سال، آن پدر سالار به احساس تملکی از آن دست رسيد، که مايملکش را بکشد؛ زير مشت و لگد.
انجمن نویسندگان و شاعران افغانستان در سوگ این شاعره جوان افغانى
مینویسد: ”مرگ جانگداز بانوى سخنآفرین (نادیا انجمن) با چنگال خشم و غضب
همسرش، گزارش دردناك دیگرى است از بیداد بىفرجام جماعتى از مردان
سرزمینمان بر زنان و شیوهاى است تازهتر از خشونتى كه هر روز افزونتر از
دیروز با سیماى دهشتبارى رخ مینماید و قربانى میطلبد.“ در دل فرهنگی مردسالار، اين تنها زن نيست که پرپر ميشود اين شعر است که می ميرد؛ اين موسيقی است که می پژمرد؛ اين عشق است که مويه می شود؛ اين زندگی است که معنايش را از دست می دهد و اين انسان است که سخره می شود؛ چرا که، تنها، با تصوری از آلات و تمايلات جنسی اش هويت می يابد؛ و پس تبديل به شيئ می شود. ناگزيريم فرياد بزنيم که زن پيش از آن که زن باشد انسان است و دارای تمايلاتی انساني که هيچ چهارچوبي، جز اخلاقی خودخواسته، نمی تواند متعين يا کنترلشان کند. ناگزيريم جار بزنيم که زن مالک جسم خودش است، مالک عواطف خودش است؛ مالک تنها چيزی ست که يک موجود زنده می تواند، به راستی مالکش باشد: خودش. ما درگذشت اين شاعر ارجمند را به همة آزادانديشان افغانی و حوزة فرهنگی زبانهای ايرانی تسليت می گوئيم و از همة آنان می خواهيم به مبارزهای جدی با سنتها و ريشههای فرهنگی ای برخيزند که ناديا انجمن را کشت. ما نويسندگان ايرانی در کنار همة آنان خواهيم بود.
کانون نويسندگان ايران (در تبعيد)
| |||||||