![]() |
![]() |
|||||||
![]() |
موج جديد اختناق و زن ستيزی همميهنان! شواری عالی انقلاب فرهنگی، طي بخشنامهای ارائه آثاری با محتوای سکولاريستی، ليبراليستی، نيهيليستی و فمينيستی را ممنوع کرد. ما نمی دانيم که آقايان چه درکی از مفاهيم سهگانه نخست دارند؛ می توان حدس زد منظور از آثار سکولاريستی، آثاری ست که در آنها انديشه جدایی دين از حکومت مطرح شده باشد؛ اما، به احتمال زياد، خود آنان نيز نمی دانند منظورشان از آثار ليبراليستی و نيهيليستی چيست. با اين حال اين مصوبه دستآويز گل و گشادی برای اعمال سانسور و ايجاد اختناق بيشتر خواهد بود؛ باری، اما، آقايان، کوتاه مدتی پس از صدور مصوبه، منظور خويش از ممنوع کردن آثاری با محتوای فمينيستی را، به دقت، روشن کردند: به دنبال فيلترگذاری واژههائی چون «عشق» و «جنسيت» در اينترنت، واژه «زن» نيز فيلتر گذاری شد و در پی آن چند سايت اينترنتی زنان مسدود شدند. به راستی ديگر آنچه در ميهن ما می گذرد بالاتر از مسخره است؛ ما می توانيم بفهميم منظور آقای احمدی نژاد از جهانی بدون اسرائيل و آمريکا چيست؛ ميتوانيم بفهميم منظور ايشان از جنگ چند صد ساله جهان اسلام با جهان استکبار و آنگاه نويد پيروزی جهان اسلام (با تکيه بر پيشبينی های امام) يعنی چه. اما نمی توانيم بفهميم که ايشان و همانديشانشان چه تصوری از جهان بدون زن دارند. جهان انسان (و به تبع آن، قطعا، جهان اسلام هم) بدون زن نمیتواند وجود داشته باشد. و چون چنين است واژه زن را نمی توان از فرهنگ يک کشور و از قاموس واژگانی مردمان آن، حتی تحت حاکميت سربازان گمنام امام زمان همچون آقای احمدی نژاد، حذف کرد. زنان سرزمين ما، البته، که نخواهند گذارد حذف شوند؛ نسبت بالای ۶۵ درصدی دانشجويان زن و حضور فعال زنان در همه زمينههای دانش و هنر سرزمينمان روشن ترين دليل اين مدعا و انکار اين آقايان است. اما، بروز آثار تازه اين جنون نه چندان جديد، می تواند نشانه هر چه محرومتر شدن زنان سرزمين ما از اهرمهای دفاع از حقوق انسانيشان باشد. در برابر اين موج جديد و نفرت انگيز زنستيزی ماقبلتاريخيان حاکم بر سرزمينمان سکوت نکنيم. بيست و يکم آبانماه ۸۴ دوازدهم نوامبر ٢٠٠۵ کانون نويسندگان ايران (در تبعيد) | |||||||