The Iranian Writers' Association (in Exile) Logo
 

آرشیو

 

بدرود با شاعری دیگر

شاعران، جان جهانند، که حضورشان هِبِه­ی آبرو به جهان است. و دریغا جهان، که شاعری دیگر: شیرزاد محمدآقایی، دیگرپاره­ای از جان خویش را، از کف داده است.

شیرزاد آقایی، برآمده از ایل بختیاری، و در ١٣١٧، زاده­ی ابیورد شیراز بود. به همان شیراز، دانش­آموخته­ی ادبیات به دانشگاه شد، تا عمرِ سرکرده در سرزمین مادری را، به شاعری، پژوهش و معلمی سپری کند.

پرتا­ب­شدن ناگزیرش به خارج از کشور، در دهه­ی شصت بود. پیش از آن اما، در سال ١٣٥٤، بیماری پارکینسون گریبانگیرش شد، که تا پایان حیات، همدوش با تبعید، رهایش نکرد.

شاعری آقایی، به روایت خودش، از دوره­ی نوجوانی آغاز شده بود تا حاصلش، جدا از شعرهای پراکنده­ی این­جا و آن­جا، چهار دفتر شعر باشد: «بادها زوزه­کشان می­میرند» (١٣٦٩)، «از شارستان اندوه» (١٣٦٧)، «معشوق اگر یگانه باشد» (١٣٧١) و «نسیم، بوی بنفشه طلوع شبنم بود» (١٣٨٠).

جهان شعر آقایی، در یک کلام، جهان بود و نبودِ عشق است و جهان حرمان و آرزوی آزادی. شعر او، همچنان که جانش، هم یاد و هم نمایشگر عریانی آفتاب جنوب بود در دل، تا سوزندگی هُرمش، زایش طاقت باشد در سرمای سرزمین میزبانش به همه­ی این سال­ها. به خاطر همین هم بود، که تا شانه­های خسته­ی روح، هنوز و باز، تحمل آوار بیماری سالیان و سالیان را، روی برنتابد، رپ--­رپه­های دل تپنده را، بدل به بانگ شادی می­کرد به تمام سال­های تبعید.

دلبستگی آقایی به شاهنامه، جدا از شعر، او را به پژوهش در جهان این حماسه­ی بزرگ ایران و ایرانی کشاند، که حاصلش در دو دفتر: « نام کسان و جای­ها در شاهنامه فردوسی» و « ایماژهای مهر وماه در شاهنامه فردوسی» منتشر شده است. جدا از این، پژوهشی نیز در جشن­ها و آیین­های ایرانی منتشر کرد و پس از آن، به کار بزرگی پرداخت پیرامون جهان کُشتگان اندیشه و قلم در ایران، از دیرباز تا به امروز ، که امید، صورت انتشار پذیرد.

آقایی، در نیمروز شنبه ٢٢ مرداد/ ١٣ اوت، با آرزویی که سال­ها در دل داشت و سروده بود: «امید دیدن یک لحظه­ی وطن دارم»، جهان را، در تبعید، واگذاشت.

در نبودِ غمبار او، که خود گفته بود «از سلاله­ی عاشق­ترین عاشق­ها»ست، شعرش، در ما و با ماست، شعری که در جستجوی حرمت عشق و آزادی، صدای آرزوی هماره­ی آدمی است.

کانون نویسندگان ایران «در تبعید»، یاد شیرزاد آقایی را گرامی می­دارد و ازدست­شدن او را به خانواده­ی ارجمندش، و به بزرگ­تر خانواده­ی او، شاعران و اهل قلم ایران، تسلیت می­گوید.

کانون نویسندگان ایران «در تبعید»

٢٤ مرداد ١٣٨٤/ ١٥ اوت ٢٠٠٥

بازگشت به صفحه نخست