|
مادر
خدا در گردباد
در
خرابه کهنه جهان
از
گونتر تا پیاز بدون پوست گراس
میدان بازی نوروز
بفرمایین، این هم من!
در چرخش یک باور
دیوارهای موازی
انفجار زمان
کانون زندگان ( درتبعید)
نقد نمایش آوای قو از توی قوطی
روزی که مرزها تغییر میکنند
ستاره ای از جنس دیگر
شبحی روی برف
|
تهران ـ روستوک ـ لندن: هشت سر
پیش
رویت ایستاده ام
در
ابتدای آغازی زیبا
خنده
آزادی
از
دریغ دست های جدای ما
از انتهای
رمیده آفتاب
با پرچمی پر از
پرنده
بخت زنجیر
روزگار
به یاد گرمای
رفاقت
بگو که هنوز
زنده ای
این نم نفرین
شده
خاک پرشکوفه
نه آن همه آب و
آفتاب
نگاه دایره غم
انگیز
پیمانه غریب
سکوت
رفیق چشم های
امروز
روزنه ای در
انتظار تماشا
که تمام شب را
دویده اند
|
|