|
تا به سرچشمه نور
وقتی تنها شبدری زیر پا له می شود
وقتی ناله های شبانه پرستویی سکوت شبانگاهیت را می شکند
تو اشک را به عمق کا سهء چشمت می بری
****
تو به نوری دلخوش بودی
حتی اگر از آن کرم شب تابی باشد
تو در خواب می دیدی
که
که چگونه جنگلی از نوری کوچک روشن می شود
و می دویدی
می دویدی تا ته اعماق خودت
تا به دریا
تا به سرچشمه نور
ناگهان خودت را دیدی........... یکه و تنها
اشک را پنهان کردی و خندیدی
****
تو ، تو تنها به نوری دلخوش بودی
حتی اگر از آن کرم شب تابی باشد.
کلن بهمن 1388
|