|
دادگاه
فریدون گیلانی
وقتی
که داد مرا
در
دادگاه
محکوم
کرده باشند
کدام سوزن بانی در مسیرخواهد گریست
وقتی
که نام مرا
در
قاعده بسته باشند
کدام
قطاری در این ایستگاه خواهد ایستاد
و کدام
شیشه ای
می
تواند داد مرا در خود
با خود
بشکند
هوا را
با چنان کلماتی بافته اند
که
عجوزگان
سوار
مهربانی شده اند
اگر
بشود این راه
را
بازکرد
چراغ
ها از هم باز می شوند
و
بچه
های کوچک عهد باران
دوباره
به تخته می نویسند
فانوس
یعنی راهنمای دزدان دریائی
پای
برهنه دغدغه ی نقاشان نیست
تابلوها را
می شود
پر از فروشگاه زیبا کرد.
شهریور 138
|